دود می خیزد ز خلوتگاه من کس خبر کی یابد از ویرانه ام؟ با درون سوخته دارم سخن کی به پایان می رسد افسانه ام؟ دست از دامان شب برداشتم تا بیاویزم به گیسوی سحر خویش را از ساحل افکندم در آب لیک از ژرفای دریا بی خبر بر تن دیوارها طرح شکست کس دگر رنگی در این سامان ندید چشم می دوزد خیال روز و شب از درون دل به تصویر امید تا بدین منزل نهادم پای را از قطار کاروان بگسسته ام گرچه می سوزم از این آتش به جان لیک بر این سوختن دل بسته ام تیرگی پا می کشد از بام ها |
|
|
آدمها هرچه قدر همدیگررادوست داشته باشند
نمی توانند تا همیشه باهم بمانند برای تا همیشه باهم بودن باید فداکاری کرد |
|
|
اگر سلطنت بلد نباشم .سلطنت نميکنم...اگر زندگي بلد نباشم زندگي نمي کنم ...اما اگه دوست داشتن رو بلد نباشم به خاطر تو ياد ميگيرم |
|
|
|
|
|
از خیابان میگذرم به این می اندیشم که چه کسانی قبل از من از همین پیاده رو گذشته اند و اینک به ابدیت پیوسته اند. در آغوش مادر یا دست در دست محبوب گریان و خندان... ناگهان دلم میگیرد من نیز از همین پیاده رو میگذرم و پس از من دیگری همین فکر به ذهنش خطور می کند که چه کسانی... بی صبرانه به انتظار عوض کردن تایر ماشین هستم که پنچر شده... نه از آنجا که آمده ام دل خوشی دارم نه به آنجا که می روم امیدواری دارم... پس چرا هنوز بی صبرانه انتظار رفتن را میکشم؟ به کجا چنین شتابان گون از نسیم پرسید؟ غصه نخور مسافر اینجا با هم غریبیم از دیدن نور ماه یه عمره بی نصیبیم فرقی نداره بیتو بهارمون به پاییز نمیبینی که شعرام همه شدن غم انگیز؟ غصه نخور مسافر اونجا هوا که بد نیست اینجا ولی آسمون باریدنم بلد نیست غصه نخور مسافر فدای قلب تنگت فدای برق ناز اون چشای قشنگت غصه نخور مسافر بازم میای به زودی مارو بگو چه کردیم از وقتی تو نبودی غصه نخور مسافر غصه اثر نداره از دل تو میدونم هیچکی خبر نداره غصه نخور مسافر رفتیم تو ماه اسفند بهار تو برمیگردی چیزی نمونده بخند غصه نخور مسافر تولد دوباره غصه نخور مسافر غصه نخور ستاره غصه نخور مسافر غصه کار گلا نیست سفر یه امتحانه به جون تو بلا نیست غصه نخور مسافر تو خود آسمونی در آرزوی روزی که بیای و بمونی... |
|
|
قلمم شکست...از بس مشق کردم نگاهت را...
اشکم در آمد...از بس خیره شدم به باد... این جا هیچ کس نمیداند که من در پی صدایی آواره شدم،فقط صدایت مانده در خاطرم... من صدایت را مشق می کنم... بــارون رو قلب شيـــشه ها هـي جـا ميزاره رد پـا ************************************ عشق نمي پرسه که تو کي هستي فقط ميگه تو مال من هستي، عشق نمي پرسه اهل کجايي فقط ميگه تو قلب من هستي، عشق نمي پرسه تو چيکار ميکني فقط ميگه باعث ميشي قلب من به ضربان بيفته، عشق نمي پرسه چرا دور هستي فقط ميگه هميشه با من هستي، عشق نمي پرسه که دوستم داري؟؟؟؟ ******* شب سردي است ، و من افسرده. |
|
|
تنها يك سقوط است كه جاذبه زمين مسئول آن نيست فرو افتادن در عشق |
|
|
به گل سرخ گفتم : چرا هرگز ندیده ام که پی بهشت بروی؟! گفت : وقتی من خود بهشت هستم دیگر چرا پی بهشت بروم؟! چون دقیق شدم دیدم که گل سرخ واقعا خود بهشت است چیزی جز پاکی زیبایی و خوبی ندارد |
|
|
انتظار سنگی است برای توازن حیات و سرنوشت ما چنین بوده است |
|
|
تو نیکی می کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز |
|
|
تو كيستي كه من اينگونه بي تو بي تابم |
|
|
آغاز حرف گفت : مي خوام برات يه يادگاري بنويسم . گفتم:کجا ؟ گفت : رو قلبت . گفتم مگه مي توني ؟
دفترم را باز کردم تا بنویسم از نگاه همیشه منتظرم از چشمان بارانیم ازبوسه های نشکفته ام بنو یسم برایت از ترسم . ترس از بی تو ماندن وبی تو رفتن بی تو گفتن وبی تو خواندن بنویسم برایت از نغمه های شبانه غم در گنج عزلت تنهایی ام بنویسم برایت از معنای زندگی از اینکه من زندگی را در کنار تو بودن معنا می کنم زندگی را برای تو سرودن معنا می کنم من زندگی را در خروش چشمان نیلگونت معنا می کنم من زندگی را در آغوش تو بودن معنا می کنم معنای زندگی معنای بوسه های آتشین عشق است تو مکه عشقي و من عاشق رو به قبلتم مي ميرم از عشق چشات اگه ندي تو حاجتم |
|
|
اگر بتوانم در گوشه قلب تو جای دنجی را برای خود پیدا کنم،زندگی ام به بیهودگی نگذشته است . اگرتوانم در آخرین نامه ام صادقانه بگویم هر یک از واژه ها می توانند آفریننده روحهای بزرگ باشند،روحهای تشنه ای که می خواهند به دیدار خداوند نائل شوند،نفسی به آسودگی خواهم کشید. اگرتوانم شوقهای خفته در درونم را بیدار کنم تا ببینی در سطر سطر دستهایم چه حکایتهایی از عشق بی پایان تو نهفته است،آرام چشم بر هم می گذارم. اگرتوانم به تو بگویم تنهایی من شبیه پیامبری است که به غیر از دوستی تو حرفی بر زبان نیاورد ،تحمل ادامه شب چقدر آسان می شود. اگر بتوانم به تو آنقدر نزدیک شوم که از میان نفسهایت بوی عشق را بشنوم ،بی دغدغه سختیهای زندگی را پشت سر میگذارم. دلم می خواهد تا صبحی که مردگان از خواب سنگین خود بر می خیزند با تو حرف بزنم و تمام واژه هایی را که به یاد تو جمع کرده ام ،نشانت بدهم ،اما حیف...ناگهان باران از راه می رسد و صاعقه ها رعد ها صدایم را با خود می برند. دلم می خواهد هر لحظه از روزهای باقیمانده عمرم یک شعر باشد،یک شعله،یک سکوت،یک آرزو و آنقدر بکر و بدیع جلوه کنم که هیچ گاه چشم از من برنداری. دلم می خواهد زمین همچنان به گردش خود ادامه دهد تا فرصت کنم تمام گلهای دنیا را به یاد مهربانی های تو ببویم . |
|
|
|
|
|
آری آغاز دوست داشتن است ! گر چه پایان راه نا پیداست که من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست ...... و اینک آغاز دوست داشتن است . نه اینکه دوست داشتنی نبوده که این حکایتی دگر است .در سفر زندگی که مبداش تولد است و مقصدش مرگ و هدف حقیقت , همسفری در کنارم قرار خواهد گرفت که تا انتهای این سفر با هم خواهیم بود . پس از سالها که تنها در پیچ و خمهای زندگی حرکت کردم , اینک با همسفری به مهر و شادی راه خواهم رفت , حرف خواهم زد , گوش خواهم داد , عشق خواهم ورزید , نوازش خواهم کرد , دوست خواهم داشت .... احساس می کنم پایان تکرار است , لحظه هایم شیرین است همه چیز به خوبی پیش می رود , راحت تر از آنچه که همیشه می ترسیدم ... لحظه های انتظار , انتظاری که مرا به اوج دوست داشتن می برد , زیباست , زیباست ... هر چه هست به لطف و مهربانی خدای عشق آفرین است |
|
|
|
|
|
تنهای تنها... بی تو من تنهای تنها می شوم رهسپار کوی غم ها می شوم می نشینم گوشه ای غمگین و سرد با خیالت غرق رویا می شوم آه ! سیرم بی تو از این زندگی خسته از امروز و فردا می شوم تا که می بینم تو را بی اختیار غرق دریای تمنا می شوم با نگاه ساده ات ای نازنین پای تا سر غرق رویا می شوم از شرار آن نگاه آتشین باز گرم سوختن ها می شوم بی تو معنای ندارد زندگی با تو ای عشق معنا می شوم ای شراب شعر و شو ر هر غزل با تو مثل گل شکوفا می شوم صادقانه می گو یم ای عزیز بی تو من تنهای تنها می شوم بهار چراغی |
|
|
دلم هميشه مي خواست غزلي بگويم که اخرين بيتش.. آخرين پلک خواب الوده تو باشد.... امشب ولي مي خواهم به جاي حافظ با ديوان چشمان تو فال بگيرم.. پلک که مي زني ورق ورق غزل تازه زاده ميشود..اخرين برگ ديوان چشمان تو کجاست؟؟؟ پلک بزن من غزل تازه مي خواهم بهار زندگی بی تو خزان است **خزان زندگی با تو بهار است |
|
|
از باور هر نگاه من بنویسید از عشق از اشتباه من بنویسید
او غرق گناه است مجازاتش را پای دل بی گناه من بنویسید |
|
|
به نظرت این گربه داره به تو می خنده یا به کتریه ؟
|
|
|
ميدوني چرا دل به دلت دادم؟ به خاطر شباهت زيادت به ماه با اين تفاوت که ماه سه حرف داره ولي تو حرف نداري... |
|
|
افسانه چشمان تو غريب است مانند بركه اي نا آرام ودرحال گريز كاش نقاش چيره دستي بودم تاجنگل سبز چشمان تورا به تصوير مي كشيدم. انسانها شوخي شوخي زخم زبون ميزنندوقلب ها جدي جدي مي شكنندوتو شوخي شوخي لبخند مي زني ومن جدي جدي عاشقت ميشم نمي خواهي شوخي شوخي به اين كه جدي جدي دوستت دارم فكر كني |
|
|
عزیزم این قلب کوچک و شکسته و پر از عشق من تنها هدیه ای است از طرف من به تو! می دانم که چیزی جز آن ندارم که لایق تو باشد. این قلب شکسته را خالصانه تقدیمت می کنم از تمام دنیا تنها همین قلب کوچک را دارم ، همین و بس |
|
|
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ... تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد |
|
|
|
|
|
اگه كسي دوستت داشت لازم نيست بهت بگه دوست دارم . اون با گفتن جمله ي مواظب خودت باش ثابت مي كنه كه دوستت داره ... پس مواظب خودت باش عاشقانه چشمهايم را مي بندم وتو را در خيالم تصور مي کنم نمي دانم که چقدر خيال تو برايم لذت بخش است از هر چيز در اين دنيا برايم شيرين تر هستي پس چشمهايم را مي بندم وبا تمام وجود احساست مي کنم دوستت دارم هميشه و همه جا خدايا کمکم کن تا عاشقانه ترين نگاهها را در چشمانش بريزم خدايا کمکم کن تا در بعد عشق او بهترين و شيرين ترين باشم به من کمک کن تا سرودن عشق را به هنگام طلوع افتاب هر بام بر لبانش جاري سازم و راز عشق را در گوشش سر دهم خداوندا او را نگه دار که من به عشق او زنده ام |
|
|
بزرگي را گفتم زندگي چند بخش است ؟ گفت دو بخش : كودكي و پيري...... گفتم پس جواني چه شد ... گفت با عشق ساخت ، با بي وفايي سوخت ، با جدايي مرد از کسي که دوستش داري ساده دست نکش. شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي و از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باش
|
|
|





























